جوجوی من

متن مرتبط با «تلخ و شیرین» در سایت جوجوی من نوشته شده است

جوجو برای عزیزجان

  • نیلوبلاگ

    عشقم چقدر بودنت را کم دارمنمیتونم نفس بکشمچشمام بدجور داره شلوغ میکنهمثل هوای استانبول شدهبارونیه بارونی دلتنگ خواهم شد برای هر روز دیدنتبرای قدم زدن با تو من صدایت را برای عشقم خطاب کردنتکم دارم من د...

    ادامه مطلب
  • رويا

  • نیلوبلاگ

    ميدانم كه نه تو براى منى ونه من براى تودر سر زمين منفقط سياهى شب ماندههمچو آهنى سرداما در دلمتنها روياى تو باقى است وترانه هاى منكه شايد روزىرويا را به واقعيت پيوند زند. + نوشته شده در چهارشنبه یکم دی ۱۳۹۵ساعت 17:55 توسط تزى | ...

    ادامه مطلب
  • خواستگارى

  • نیلوبلاگ

    اينقدر نيامدىنيامدىتا زدى زير همه ى حرفهايى كه زده بودى ميدانمشاعر شدنكه نون و آب نمى شودگيرم كه هزاران بيت هم بر در و ديوار شهر بنويسمهيچكدامشانخانه ويلا ماشين نمى شود . xa0...

    ادامه مطلب
  • بايد زودتر حركت كنم

  • نیلوبلاگ

    بايد زودتر حركت كنم قطار براى هيچكس صبر نميكندبايد زودتر حركت كنمقبل از اينكه ديوارهاى خانه بر سرم خراب شودديوارهايى كه با پنجه احساس بالا برده بودمشبايد زودتر حركت كنمقبل از اينكه فراموش شوم در يادت يا در خاطراتتقبل از اينكه تمام عاشقانه هايم بر باد رودبايد زودتر حركت كنمقبل از اينكه حتى باد نامم را از ذهنت پاك كندمن دلم شور مى زندمبادا به قطار نرسمقطارى كه مرا براى هميشه خواهد بردبايد زودتر حركت كنمقطار براى هيچكس صبر نميكند. xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • قرار بود بيايى!..

  • نیلوبلاگ

    تو قرار بود بيايى قرار بود پرواز را با هم تجربه كنيم وآن روى زندگى را نشانم دهىقرار بود دست برداريم از اينهمه تنهايى در شبيادت هست ؟قرار بودقدم بزنيم دانه هاى باران رابا كفشهاى تازهمعيارهاى جهان را بهم بريزيم وعشق را رنگى ديگر ببخشيم . چه زود غروب شدقرار بود بيايىيادت هست؟...

    ادامه مطلب
  • اولين بوسه

  • نیلوبلاگ

    در چهار چوب نگاهم ايستاده اىبا پيراهنى xa0تن نمابه رنگ آسمانو دستانى تا نهايت بازشرم اولين بوسهولمس تنتداغم مى كندبگذار دستانمان يكديگر رادر تاريكى پيدا كنندزيرا كه عشق در شب بارور مى شود....

    ادامه مطلب
  • تلخ

  • نیلوبلاگ

    تو چه ميدانىكه دستانم چگونه بدون دستانتهدر ميرودو هر روز صبحبدون عسل لبهايتچگونه قهوه تلخ را سر ميكشم حالا بايدسراغ قصه هاى مادر بزرگ برومو لالايى هايشتا شبها بتوانم چشمهايم را به خواب بسپارم...

    ادامه مطلب
  • جوجو برای عزیز خان

  • نیلوبلاگ

    دیوارهای سرد و آزاردهندهxa0 هوای پر از مه صداهای نامعلوم اینجا چقدر تاریک است ... تو که نباشی همه دنیا برایم تنگ است ✿↝joojoo ↜✿ xa0...

    ادامه مطلب
  • جوجو برای عزیزخان

  • نیلوبلاگ

    وقتی حرفهای نگفته ام توی صندوقچه قلبت پنهان شد ... فهمیدم که قلبی هست که با من همراه بشه و پا به پای من بیاد بیاد و تنهاییمو پر کنه بیاد و نفس به نفس با من زندگی کنه بیاد و مثل قاصدک با من توی باد برقصه و عاشقی کنه ✿↝joojoo ↜✿ xa0...

    ادامه مطلب