
چشمانت مى خواهم چشمانت راميان روزهايم نقاشى كنمتا همچون چشمه اى زلالسيرابم كندمى خواهم رنگ چشمانت راآنقدر در شعرهايم بريزمتا همه مردان شهراز حسرت دق كنند وزنان از حسادت + نوشته شده در شنبه دوم بهمن ۱۳۹۵ساعت 1:49 توسط تزى | ...
ادامه مطلب
خانه يك حوض مى خواهدبا كاشيهاى آبى وچند ماهى قرمزو تو را كه بر لب حوض بنشينىانگشتانت را در آب بچرخانىتا ماهيها مست شوندxa0از حضور انگشتانتxa0در هواى آب حياتشان . خانه يك حياط مى خواهدتا هر روز غروبxa0آنرا برايت جارو كنم و آب بپاشمكه بوى نم در مشامت بپيچدو من برايت چايى تازه دم بياورمتا تو ميوه سرخ لبت راxa0بر لب و دندانم نشانى . خانه يك اطاق مى خواهد وxa0رختخوابى از مهرxa0كه عشق را در بازى تن هايمانبه ثمر برسانيمxa0تا لبخندش را در روزهاى زندگى شاهد باشيمxa0آه من عاشق شده ام ....
ادامه مطلب