
عشقم چقدر بودنت را کم دارمنمیتونم نفس بکشمچشمام بدجور داره شلوغ میکنهمثل هوای استانبول شدهبارونیه بارونی دلتنگ خواهم شد برای هر روز دیدنتبرای قدم زدن با تو من صدایت را برای عشقم خطاب کردنتکم دارم من د...
ادامه مطلب
تو قرار بود بيايى قرار بود پرواز را با هم تجربه كنيم وآن روى زندگى را نشانم دهىقرار بود دست برداريم از اينهمه تنهايى در شبيادت هست ؟قرار بودقدم بزنيم دانه هاى باران رابا كفشهاى تازهمعيارهاى جهان را بهم بريزيم وعشق را رنگى ديگر ببخشيم . چه زود غروب شدقرار بود بيايىيادت هست؟...
ادامه مطلب
لبخندت پنجره نگاهم رابه طلوع باز مى كند ونسيم موهايت بر صورتم مى نشيند.لبخندتعشق را در دل ميكاردو جوانه هاى زندگى را در بهشت آغوشت .لبخندتبهار را به ارمغان داردو نسيم نفسهايت رابر روى سينه ام ....
ادامه مطلب
دیوارهای سرد و آزاردهندهxa0 هوای پر از مه صداهای نامعلوم اینجا چقدر تاریک است ... تو که نباشی همه دنیا برایم تنگ است ✿↝joojoo ↜✿ xa0...
ادامه مطلب
وقتی حرفهای نگفته ام توی صندوقچه قلبت پنهان شد ... فهمیدم که قلبی هست که با من همراه بشه و پا به پای من بیاد بیاد و تنهاییمو پر کنه بیاد و نفس به نفس با من زندگی کنه بیاد و مثل قاصدک با من توی باد برقصه و عاشقی کنه ✿↝joojoo ↜✿ xa0...
ادامه مطلب